تبليغاتX
چاي بخور غصه نخور
احسانه عروس میشود

سلام عرض شد،مهمونم اینجانبان اومدم تا به احسانه که این روزها وقت براش حکم طلا رو داره و از هر فرصتی برای پچ پچهای آروم تلفنی سوء استفاده می کنه کمک کنم تا هر وقت که وقت کرد دوباره بیاد و این تریبون رو به دست بگیره و مخ ملت رو به کار.

از اونجا که این روزها همه دارن عروس میشن و میرن خونه ی بخت(هر هر هر)...این بخت خنده دار بود مقداری...ما خودمان را می گوییم حسادت همچون عنکبوت(یا همان برادر کوچک هشت پا)بردلمان چنگ انداخته و یک چشممان اشک است و دیگری خون اما آن ته تهای قلبمان از ترشیده نشدن شیر دختران امروز و شیر زنان آینده خوشحال می شویم و حاضریم بار ترشیدگی را به تنهایی به دوش بکشیم و در این راه از دادن جانمان نیز دریغ نورزیم(ارواح عمه یمان) و همچون کوه(زرشک)استوار باشیم...

احسانه گفته لباس عروسش زرشکیه با راه راههای نارنجی منم که خراب رفیق گفتم برای اینکه آبروش رو حفظ کنم برم یه لباس بخرم نارنجی با راه راههای زرشکی...کلی هم از این شعر خوشگل خوشگلا یاد گرفتم تا براش بخونم...

پ.ن:میدونم از دیدم اسم من خیلی خوشحال شدین و الان در پوست خودتون اصلا و ابدا نمی گنجید.

پ.ن:بیایید همگی شایستگی من را برای کمک به نویسنده ی این صفحه به عنوان مهمان بیان دارید و آبروی ما را حفظ بدارید باشد که مورد قبول درگاه حق تعالی قرار گیرد...

پ.ن:امروز هوا خیلی خوبه جون میده برای قدم زدن و چرت و پرت گفتن و له کردن برگهای زرد و نارنجی چنار.

                                                                             الناز  متخلص به قربون یو

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 10:28 توسط قهوه چي /

 
ehsane
ehsane