تبليغاتX
چاي بخور غصه نخور
چاي را با غصه بايد خورد..
اين روزها نمي‌شود چاي را بدون غصه خورد..

اين روزها مرتب خبرهاي ناگوار مي‌شنوم.. آن دوستم پايش از الطاف گارد ويژه شكسته و اين يكي دوستم فرق سرش شكافته..

ديروز وسط ميدان هفت تير، پشت رول ماشين بودم كه يك باتوم روي كاپوت ماشين فرود آمد.. فقط براي اينكه به من بفهماند بايد صبر كنم تا نيروهاي امنيتي كه دهها موتور سوار زره پوش بودند از مقابلم رد شوند و به صفوف مردمي حمله كنند... همين...

شلاق‌هاي ضخيم‌شان بدون توجه بر سر و روي مردمي فرود مي‌آمد كه داشتند از وسط ميدان رد مي‌شدند ... هيچ كس تجمع نكرده بود.. مردم آمده بودند مانتو بخرند.. به خدا همه‌اش هم زير زانو بود...

شب‌ها مردم بي‌پناه در شمال و جنوب شهر به پشت‌بام‌ها مي‌روند و فرياد الله اكبر سر مي‌دهند.. آنها راي‌شان را مي‌خواهند.. چقدر ساده‌دلند.. مگر در اين سال‌هاي سي كه گذشته هروقت هرچه خواسته‌اند به آن دست يافته‌اند؟؟

چشم‌هاي وقيح بسيجيان و نيروهاي گارد را ديده‌اي اين روزها؟؟ هيچ ميداني ديروز دختر روسري سبزي ديدم كه از درد باتوم نمي‌توانست راه برود با اشك فرياد مي‌زد: بميري احمدي‌نژاد ... و چقدر از ته دلش بود اين حرف؟؟ و اصلا مگر با مردن يك نفر مترسك همه چيز حل مي شود؟؟

 گارد زره‌پوش بي‌جهت به پسركي حمله كرد كه كنار خيابان منتظر تاكسي ايستاده بود و در اين حمله چند شلاق و باتوم نصيب زن ميانسالي شد كه داشت از كنار پسرك مي‌گذشت..

استعفاي ۱۲۰ استاد دانشگاه شريف را شنيده‌اي؟ خبر درگيري در شهرهاي بزرگ را چطور؟؟ مي‌دانم.. مي‌دانم تو هم مثل من ماهواره نداري و اين روزها در تلويزيون جمهوري اسلامي گل و بلبل برايت پخش مي‌كنند.. اما شايد وقت آن رسيده است كه كمي بيدار شويم.. اين روزها بوي خيانت به مشام مي رسد.. 

راستي آخرين پست مهاجراني را در وبلاگش خوانده‌ايد؟؟؟:

جشن فرخنده

برای: جوانان...
دوستی زنگ زد. صدایش می لرزید. بغضش ترکید. نتوانست رسا حرف بزند. اصرار داشت در یک جمله بگویم در ایران، در وطنمان چه اتفاقی افتاده است؟. گفتم، رهبری معظم تصمیم گرفتند حکومت اسلامی را جایگزین جمهوری اسلامی کنند. همه ما باید در این جشن فرخنده شرکت کنیم و از ژرفای دل و دیده شادمان باشیم..
این جوانانی که در خیابان های تهران و شهرستان ها کتک می خورند. با چهره های خونین بهت زده نگاه می کنند. آقای موسوی و کروبی و روحانیون مبارز که بیانیه می دهند ، گمان می کنند، می شود از جمهوریت نظام و رای ملت حمایت کرد. برای من مثل روز روشن است که 22 خرداد 1388 چهار ماه پس از سی سالگی انقلاب، عصر جمهوری در کشور ما به پایان رسید و آقای احمدی نژاد با تنفیذ ولایت مطلقه امر، آراء لازم را احراز کرد و پیروز شد. این پیروزی مبارک باد... البته هیچ جشنی بدون قربانی نمی شودو هر چقدر جشن بزرگتر باشد
قربانیان هم بزرگتر خواهند بود...
22 بهمن آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بود و 22 خرداد ابتدای حکومت اسلامی...
سی سال عد د تامل انگیزی است. هم در تاریخ اسلام و هم در تاریخ انقلاب ، امام خمینی هم به سی سال اشاره کرده اند...
در عصر حکومت اسلامی که با مانور اقتدار پلیس و نیروهای امنیتی آغاز شد؛ رای و صندوق رای با صندوق کاغذ باطله چه تفاوتی دارد...
دوستم صدای گریه اش بلند شد. تلخ گریست...

اصلا اين آقاي مهاجراني بيكار است... خوب مرد حسابي تو كه قبلا زخم خورده‌اي... توچرا هي مي‌نشيني و تحليل مي‌كني..

قهوه چي: احسانه

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 13:56 توسط قهوه چي /

 
ehsane
ehsane