تبليغاتX
چاي بخور غصه نخور
اين ماجرا متاسفانه كاملا واقعي است

مي گفت : شوهرم 6 ماهه كه سرطان گرفته تمام بدنش شده پر از تاول ديگه پولي نمونده كه خرج دوا درمونش كنيم تنها آرزوي شوهرش اينه كه قبل از مرگ بره زيارت امام رضا

مي گفت : خير نبينه عباس .شريك شوهرم رو ميگم بي شرف تريلي را فروخت و با پولها در رفت  كه اگه اين كارو نميكرد كه به اين فلاكت نمي افتاديم

مي گفت: ميوه ! ديگه مزه ش رو فراموش كرديم بچه هام ديگه مزه خيلي چيزها رو فراموش كردند

مي گفت :كاش مي تونستم تن فروشي كنم تا خرج دوا و درمون شوهرم و خورد و خوراك بچه ها در مي اومد ولي بخدا تازه 3 ماه بچه چهارم رو با سزارين به دنيا آوردم نمي تونم بخدا

مي گفت : تو را بخدا اگه تو خونه تون كاري داريد بگيد انجام ميدم اگه جايي كار سراغ داريد حتما خبرم كنيد

 

همه اينها را زني 35 ساله مي گفت كه تو يكي از همين ظهرهاي گرم تابستان تو خيابون جلوي من و خانومم يه دفعه بيهوش شد و خورد زمين برديمش خونه وقتي حالش جا اومد خيلي چيزها گفت كه اينها را فقط براي نمونه گفتم وگرنه اون بنده خدا يك ساعتي داشت درددل مي كرد تونستيم پولي جمع كنيم تا خودش و شوهرش دو روزه برن مشهد و برگردند خدا را شكر بعد از اومدن از مشهد حال شوهرش بهتره ولي اوني كه من ديدم اميدي بهش نيست (تو رو خدا براش دعا كنيد) تا اونجا كه در توان من بود براي اين زن از همين كارهاي شستشو و نظافت منازل جور كردم آخه بنده خدا كمك هم نمي پذيرفت از وضع زندگي شون هم معلوم بود تا قبل از اين بلاها زندگي آبرومندانه اي داشتند

 

صادق

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

سلام دوباره به همه

خبرهای خوب:

۱-دکترها نسبت به توقف رشد بیماری در بدن شوهر این خانم اظهار امیدواری کردند

۲-اگر خدا بخواد تو یه پروژه دولتی قراره برای شوهر این خانم کار درست بشه که هم تحت پوشش بیمه قرار بگیرد هم فعلا یک حقوقی برقرار بشه تا ببینیم وضعیت بیماری اش به کجا کشیده می شود

اما دلایل رد پیشنهاد

۱-این خانواده اصرار زیادی به ناشناس ماندن دارند بنابراین از قبول کمک خودداری می کنند

۲-دادن وام به این جور خانواده ها که محل درامدی ندارند فقط باری برای پرداخت قسط به انها اضافه می کند

 

حالا اجازه بدهید ببینیم این کار پروژه درست می شود یا نه اگر قرار شد کار دیگری بکنیم حتما همه را در جریان می گذارم 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 9:42 توسط قهوه چي /

 
ehsane
ehsane